![]() |
![]() |
|
| عارفانه ها ............ عاشقانه ها |
|
فكر گناه تا وقتي تحقق پيدا نکنه و به عمل حرامى منجر نشه، از نظر شرعي حرام نيست و شخص، گناهکار محسوب نميشه و مجازاتي هم نداره. امّا فکر گناه تأثيرات بدي داره و موجب تيرگي قلب و فکر ميشه. بايد بدونيم كه شيطان با همين انحرافات كوچك، انسان رو به تباهى مىكشونه. فكر گناه، گناه نيست ولى ممكنه زمينه و مقدمه گناه رو ايجاد کنه و باعث سلب توفيق بشه (همان طور كه دود چيزى رو نمىسوزونه ولى حتماً در و ديوارو سياه مىكنه). ترك زمينه گناه هم سهم مهمي در ترك فكر گناه داره. واسه همينه هر چي بيشتر و دقيقتر زمينه ترک گناه فراهم بشه، فكر گناه هم كمتر به سراغ ما مياد. اين فكر گناهه كه ميلش رو در انسان و بعد از ميل، قصد اون رو ايجاد ميکنه، بعدش هم خودش مياد. قطعاً تا ميل به كارى نباشه انسان اونو انجام نميده. امام صادق(ع) از حضرت عيسي روايت کرده که به حواريّونش گفت: کسي که فکر گناه کنه، مثل کسيه که در کاخ قشنگ آتش روشن کنه و معلومه که دودش قشنگي کاخ رو خراب ميکنه، حتي اگه کاخ آتيش نگيره.در کلام ديگري هم فرمود: کسي که زياد درباره لذات مادي و شهوت فکر کنه، حتماً يه روز زمين ميخوره. حضرت آدم گفت: خدايا، شيطان رو مثل خوني که تو رگا جاريه، به من مسلّط کردي، پس براي منم يه چيزي در مقابلش بذار. خداوند فرمود: براي تو هم اينو گذاشتم که هر کدوم از فرزندات اگه فکر گناه و قصد اونو داشته باشند، براش نمي نويسم اگه اونو انجام داد، گناهش ثبت ميشه. اما اگه نيت کار خيري رو داشت، اگرم انجام نده، براش ثواب نوشته ميشه. امام علي(ع) فرمود: به فکر فرو رفتن مردم در مورد چيزي، ابتداي انجام دادن اونه. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 9:19 قبل از ظهر توسط مهدی |
|
|
1- هر گاه صدقه ميدهيد پيش از اين که به نيت سلامتي و حل مشکل خودتان باشد، سلامتي و فرج امام زمان(ع) را در نظر داشته باشيد، چون خود ايشان فرمودند:«در فرج ما گشايش کار شماست». 2- هر گاه خواستيد دعا کنيد، قبل از آن براي فرج آقا دعا کنيد. 3- در اوقاتي که به کار خاصي اشتغال نداريد، مثلاً زماني که منتظر ماشين هستيد، به جاي اتلاف وقت، زير لب ذکر صلوات براي سلامتي امام زمان علیه السلام داشته باشيد. برخي از بزرگان از روي تجربه گفته اند اگر صلوات خود را به مادر گرامي امام زمان علیه السلام هديه کنيد، بهتر و زودتر به مقصد ميرسيد. 4- وقتي اسم امام زمان علیه السلام را مي شنويد، برخيزيد و دست بر سر بگذاريد، چرا که از امام رضا(ع) اين گونه نقل شده است. 5- در محيط خانه يا لاي کتابهاي خود، چيزهايي را که شما را به ياد امام زمانعلیه السلام مياندازد، قرار دهيد، مثل تابلو، برچسب يا نام زيباي حضرت. 6- هدف خود را از زندگي و درس خواندن و کسب مدارک دانشگاهي، حضور در کنار امام زمان علیه السلام و خدمت به آن حضرت قرار دهيد، زيرا در روايات است که اگر کسي به اين نيت از دنيا برود، در زمان ظهور آن حضرت به دنيا برخواهد گشت و در کنار ايشان خواهد بود.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 9:8 قبل از ظهر توسط مهدی |
|
|
1- هميشه با حال يقين دعا کنيد، چون خداي متعال هر دعاي خوبي را مستجاب مي کند، البته اگر به صلاح شما باشد نقدي پرداخت مي كند، وگرنه در حساب شما واريز مي کند و در روزي که به مصلحت شما باشد، آن را به شما پرداخت مي نمايد. در روايت است که روز قيامت بنده مي بيند نعمت هاي زيادي برايش آمده که او در قبال آنها عملي انجام نداده و هنگامي که مي پرسد: اين نعمت ها براي چيست؟ در پاسخ مي شنود: اينها براي دعاهايي است که در دنيا نمودي و ما به خاطر مصلحت يا حکمت آنها را اجابت ننموديم ولي اين جا عوض آن دعاها به تو نعمت داديم و انسان آرزو مي کند که اي کاش خداوند هيچ يک از دعاهايش را در دنيا برآورده نمي نمود و همه را براي اين جا مي گذاشت. 2- هنگام نزول رحمت الهي يا زير گنبد مطهر امامان معصوم بهترين جا براي دعاست. 3- دعاهاي خود را در صلوات بپيچيد، چون روايت است که صلوات دعاي مقبول است و خداوند حيا مي کند که اول و آخر دعايي را قبول ولي وسط آن را رد نمايد. 4- قبل از دعا پاک شويد، يعني با گفتن «اَسْتَغْفِرُاللهَ رَبِّي وَ أتوبُ اِلَيْهِ» از خداوند طلب پاکي کنيد و کسي که توبه کند مثل کسي است که هيچ گناهي نکرده است و خداوند تقاضاي پاکان را بهتر اجابت مي نمايد. 5- هنگام دعا دستان خود را رو به آسمان بلند کنيد و يا در حال سجده دعا نماييد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 9:3 قبل از ظهر توسط مهدی |
|
|
بار خدايا من همان بنده گناهكارت هستم مي دانم مرا هميشه به خاطر داري مي دانم دستانت هميشه همراهم بوده و هست. آري مي دانم مي دانم تنها در سختي ها تو بودي كه در كنار اين بنده كوچكت بودي تنها تو بودي اي مهربانترينم از آن هنگام تولد و تا زماني كه خاك هاي سرد گورستان تنم را بلرزاند تو بامن خواهي ماند. خداوند مهربانم سلام ... من بنده شرم زده و تقصير کارت را بپذير خدا جونم امروز خيلی دلم گرفته، خودت هم ميدونی چرا ؟! چون ديگه کمتر سراغتو می گيرم چون سرگرم هيچ و پوچ دنيا شدم شايد بگی اين بنده هر وقت کم مياره سراغمو می گيره اما باور کن خيلی سر درگم شدم. خدا جونم کاشکی به قدرت و حکمتت همون راهی که می دونی ميون بر نزديکی منو وتو هست را پيش روم می ذاشتی . خودتم می دونی يه بنده درمونده هيچ جايی امن تر از درگاه تو نداره خيلی وقته که ديگه فهميدم بايد حرف دلمو به خودت بگم. فهميدم که شنوا تر از تو هيچ کسی نيست . خدا جونم غم تو دلمه و تو فقط می تونی معنا کنی نمی دونم، اين عقل هم ديگه جز توجيه کارهای پوچ و اشتباه ، هيچ به قول خودت صراط مستقيمی رو برامون روشن نمی کنه . خدايا بدون که اين بنده ات تو هيچ کدوم از کارای نادرستش غرضی نداشته . بدون که می خواد آسمون دلش رو صاف کنه اما به کمک تو نياز داره . خدای خوبم، هميشه تو شب، تو آسمون تيره و پر ستاره شب برات می نويسم اما به همين تاريکی و سياهی زيبای شب هات قسمت می دم که آسمون دل منو صاف و روشن کنی. خداجونم نااميدي بدترين دردي است که اميدوارم هيچوقت به آدمهات نچشوني. خدا جونم چه قدر خوب ميشد هميشه با رضايت تو به زندگي ادامه مي داديم. كاش ما را در امتحاني قرار ندي که نتونيم سربلند ازش بيرون بياييم. خدايا زندگي شيرينه اما درست و سالم زندگي کردن خيلي سخته. خدايا گاهي آدم فکر مي کنه که درست زندگي مي کنه و بعد سالها متوجه اشتباهش ميشه و گاهي ميخواد تصميم درست بگيره اما ناتوانه. خدايا تو تنها کسي هستي که ميتوني و اجازه داري به جاي ما تصميم بگيري و درست بخواهي. خدايا دست ما را بگير و رها مکن حتي اگه خودمون با بي احتياطي اونو رها کرديم. گاهي مثل بچه ها اين فرشتگان بيگناه و پاک آرزو مي کنم يک جايي در کنارت مي نشستم و از همه تلخي هاي زندگي رها مي شدم و با عطر دلنواز کرمت و لذت حضورت به آرامش مي رسيدم. خداجونم مي دونم كه از همه چيز و از همه كس به من نزديكتري و بخاطر همين ازت مي خوام كه هيچوقت منو رها نكني و ازم دور نشي. راستي خداي خوبم، من نمي دونم كه الان يوسف فاطمه، مهدي صاحب زمان كجاست ولي هرجا كه هست سلام منو بهش برسون و بهش بگو كه خيلي دوسش دارم و ازت مي خوام كه هر چه زودتر ظهور اون حضرت رو برسوني. خداي خوبم ببخش كه زياد حرف زدم ولي مي خواستم يخورده باهات درد دل كنم. خداجونم خيلي دوست دارم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 9:1 قبل از ظهر توسط مهدی |
|
|
سلام برادر شهيدم! نامت چه بود؟ يادم رفته است. سلام مرا هم به رسول ا...(ص) برسان! سوالی دارم،آیا خدا هنوز زنده است؟شبهه ای بود که باید رفع میشد. حالا چرا ناراحت شدی؟نکند تو ديگر برادر من نباشی؟ پس دوباره سلام ! راستی! برادرم! امروز ديگر بر سر خواهرانمان چادری نيست تا که از خون سرخ تو رنگین تر باشد! برادر راستی، کربلا که اسطوره نبود، بود؟ سيدالشهدا را میشناسی؟ من مايکل جکسون را میشناسم،و هاکلبری فين را! تو چطور؟ بيل گيتس را ميشناسی؟ چه بگویم؟ در اين دوره زمانه، حرف از بازنگری در دين خدا زده ميشود، برای خدا هم نسخه می پيچند! برادر! مگر خدا حواسش نبود چه ميگويد؟ اينجا گرگ و ميش است! البته نه به خاطر اينکه خورشيد هنوز سايه ء گرمش را بر سرمان نگسترانيده است، بلکه به خاطر شبيه بودن ذاتی گرگها و ميشها! هم گرگها لباس ميش پوشيدهاند و هم ميشها تابلوی من گرگ هستم بر گردنشان آويخته! برادر شهيد من، فانوس داری؟ برای خودت نگه دار. من اين وضع را دوست دارم. تو را هم دوست دارم. آهای ٬ نکند از قاب عکس بيرون بيايی! برادر شهيدم! بسيار دوستت ميدارم اما از من مخواه. مخواه که مانند تو بيانديشم و در انديشه شهادت باشم. برادر اينجا آزادی انديشه است! راستی در ملک خدا هم آزادی هست؟ نيست؟ خب پس نميفهمی چه ميگويم، اين آزادی که ميگويم خيلی چيز خفنی ست! گرگ و ميش ميکند همه جا را، حتی بهشت را! نگاه کن از کراک و شیشه و حتی تسبیح هم خفن تر ای بابا اصلا یادم نبود ٬ شما که نمیدونید این چیزا چیه؟ برادر شهيدم! راستی نامت چه بود؟ يادم رفته است ......... پی نوشت۱: این متن رو تقدیم میکنم به سید شهیدان اهل قلم و به همکاران شهیدو دوست داشتنی ام که در سیستان جام شهادت را نوشیدند...و به شهید چمرانی که هیچوقت نفهمیدم کی بود... پی نوشت۲:امروز صدبار خواندم تو را و دانه های تسبیح یکی کم آمد ! ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 9:59 قبل از ظهر توسط مهدی |
|
|
سلام شرمنده که این روزا نتونستم بهتون سر بزنم...گاهی وقتا یه سری اتفاقات واسه تو می افته که شاید انتظارش رو نداشته باشی... خب منم دچار این اتفاقات شده بودم!!!...
چند روز پیش یه داستانی رو از سوره طه خوندم گفتم شاید بد نباشه شما هم بدونید که البته می دونید اما قضاوتش با خودتون... خداوند به حضرت موسی میگه به سمت فرعون برو ولی باهاش با نرمی و آرامش حرف بزن. حضرت موسی میگه خدایا تو که اخلاق فرعون رو میدونی اگه عصبانی شد من بازم آروم باشم؟ خداوند میگه: من به تو گفتم این کار رو بکن. اگه قرار بود به یه پیامبر دیگه این کار رو می گفتم بهش می گفتم تو هم عصبانی شو... حضرت موسی میگه : خب میشه دلیلش رو بهم بگی؟ چرا من باید اینطوری رفتار کنم؟... خداوند میگه: چون فرعون به گردنت 15 سال حق پدری داره...واسه همین تو باید باهاش با نرمی و آرامش حرف بزنی... خب بچه ها ما با پدر و مادرمون چطوری حرف میزنیم؟ پی نوشت1:همیشه وقتی منتظر نیستی خدا بهت جواب میده... پی نوشت2: خداوندا راهی نمی بینم آینده پنهان است اما مهم نیست همین کافی است که تو مرا می بینی و من تو را... پی نوشت3: بعضی وقتا ما چیزی هستیم که نمی خوایم...گاهی وقتا دوست داریم شبیه کسی باشیم اما نمی تونیم... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 9:37 قبل از ظهر توسط مهدی |
|
|
یه روز حضرت موسی علیه السلام یکی از دندوناش درد می گیره... هر کاری می کنه، پیش هر طبیبی که میره درد دندونش دست بردار نیست که نیست...به ناچار شروع میکنه به نیایش با خدا و از خدا میخواد تا بهش کمک کنه...خداوند متعال میگه: به فلان مکان برو و فلان گیاه رو بگیر و ازش استفاده کن تا دردت تسکین پیدا کنه...حضرت موسی (ع) همین کار رو میکنه و دردش قطع میشه... اما چندی نمی گذره که دوباره درد همون دندونش اذیتش می کنه...حضرت موسی (ع) دوباره به همون مکان میره و از همون گیاه استفاده میکنه ، اما این بار دیگه اون گیاه کارساز نیست.. به ناچار پیش خدا میاد و میگه: خدایا دفعه قبل از همین گیاه استفاده کردم و خوب شدم اما الان اینطور نشد؟... خداوند در جواب میگه: چون تو دفعه قبل خودت رو به من واگذار کردی اما الان خودت رو به اون گیاه سپردی...اینم جوابش... اینم آخر وعاقبتش... پی نوشت1: یاد گرفتم که که هیچوقت خودم رو دست این و اون ندم...تا وقتی که خدا هست غیر اون چرا؟؟؟ پی نوشت2: بقول شهید آوینی: مبادا غافل شویم و روزمرگی ما را از حضور تاریخی خویش غافل کند... پی نوشت3: بعضی وقتا ما چیزی هستیم که نمی خوایم و گاهی وقتا دوست داریم شبیه کسی باشیم اما نمیتونیم... تا حالا اینطوری شدی؟... اگه شدی ببین تو این دنیای به این بزرگی نقشت چیه و کجاش قرار داری؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 9:35 قبل از ظهر توسط مهدی |
|
|
هر كه عارى از ريا گردد صفايش مى دهند
چون كه گردد باصفا بر ديده جايش مى دهند اهل تقوا را به محشر امتياز ديگريست گرچه اين جا بيشتر جام بلايش مى دهند بى بها بودن به نزد خلق گنجى پربهاست خاك چون آدم شود قدر و بهايش مى دهند هر كسى از راه فهمش مى كند درك سخن هرچه سوزِ نى فزون باشد نوايش مى دهند آب حيوان خضر را رمز نجات مرگ نيست فانى فى الله را آب بقايش مى دهند همچو يوسف در جوانى ترك شهوت كن كه نفس هرچه كام دل برآرد اشتهايش مى دهند از مقام لا به الاالله انسان مى رسد هر كه اين معنى نداند حكم لايش مى دهند قفل جنت را كليدى هست در دست على هر كه را خواهد على اِذن سرايش مى دهند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 9:25 قبل از ظهر توسط مهدی |
|
|
حبًٌ عليٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سيئهًٌ (بحار ج 9 ص 401) محبت علي (ع) حسنه اي است كه با وجود آن هيچ گناهي به انسان صدمه نمي رساند.
چه كسي تنها نيست؟؟ كسي كه با همه و در سطح همه است. كسي كه رنگ زمان به خود مي گيرد. احساس خلأ مربوط به روحي است كه آنچه در اين جامعه و زمان و در اين ابتذال روزمرگي وجود دارد نمي تواند سيرش كند. و لذا آنهمه ياران، آنهمه همرزمان، آنهمه نشست و برخاست با اصحاب پيامبر، هيچكدام براي علي (ع) تفاهمي بوجود نياورده است. هيچكدام از آنها در سطح او نيستند مي خواهد دردش را بگويد، حرفش را بزند، گوش نيست، دلي نيست، و فهمي نيست تا بفهمد. رنج بزرگ يك انسان اين است كه عظمت او و شخصيت او در قالب فكرهاي كوتاه، در برابر نگاههاي پست و پليد، و احساس او در روحهاي بسيار آلوده و اندك و تنگ قرار گيرد. نيمه شب به طرف نخلستان مي رود، آنجا هيچكس نيست، مردم راحت آرميده اند، هيچ دردي آنها را در دل شب بيدار نگاه نداشته است، و اين مرد تنها، كه روي زمين خودش را تنها مي يابد، با اين زمين و اين آسمان بيگانه است، و فقط رسالت و وظيفه اش، او را با جامعه و اين شهر پيوند داده. ولي وقتي به خودش بر مي گردد مي بيند كه تنهاست. شبانه به نخلستان مي رود، و باز براي اينكه ناله او بگوش هيچ فهم پليدي و هيچ نگاه آلوده اي نرسد، سر در حلقوم چاه فرو ميكند و مي گريد. اين گريه از چيست؟؟؟ افسوس كه گريه او يك معما براي همه است، زيرا حتي شيعيان او نمي دانند علي چرا مي گريد. از اينكه خلافتش غصب شده؟ از اينكه فدك از دست رفته؟ از اينكه فلاني روي كار آمده.؟ از اينكه او از مقامش...؟ از اينكه همسرش را...؟، از اينكه...؟، از...؟ علي (ع) در طول تاريخ تنها انساني است كه در ابعاد مختلف و حتي متناقض كه در يك انسان جمع نمي شود قهرمان است. چنين انساني و در چنين سطحي معلوم است كه در دنيا تنهاست. چنين انساني در جامعه اش و در برابر ياران همرزمش كه عمري را در راه عقيده كار كرده ا ند ، با پيامبر صادقانه شمشير زده اند، اما در اوج اعتقاد و ايمان و اخلاصشان به پيامبر و اسلام، قبيله و تعصبات قومي را فراموش نكرده اند، مقام را آگاهانه و يا ناخودآگاهانه نتوانسته اند از ياد برند و سمبل اخلاص مطلق و يكدست- همچون علي (ع)- شوند، تنهاست. از اين دردناكتر اينكه علي (ع) در ميان پيروان عاشقش نيز تنها است... در ميان امتش كه همه عشق و احساس و همه فرهنگ و تاريخشان را به علي (ع) سپرده اند تنها است. او را همچون يك قهرمان بزرگ، يك معبود و يك اله مي ستايند اما نمي شناسندش و نمي دانند كه كيست؟ دردش چيست؟ حرفش چيست؟ رنجش چيست؟ و سكوتش چراست؟؟ اين است كه علي (ع) در ميان پيروانش هم تنهاست.
اين است كه علي (ع) در اوج ستايشهايي كه از او ميشود، مجهول مانده است. درد علي (ع) دو گونه است: يك درد ، درديست كه از زخم شمشير ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند و درد ديگر،
دردي است كه او را تنها در نيمه شبهاي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده و بناله در آورده است. ما تنها بر دردي مي گرييم كه از شمشيرابن ملجم در فرقش احساس مي كند، اما اين درد علي(ع) نيست، دردي كه چنان روح بزرگي را بناله آورده است تنهايي است، كه ما آنرا نمي شناسيم!! بايد اين درد را بشناسيم، چرا كه علي (ع) درد شمشير را احساس نمي كند و ما درد علي را احساس نمي كنيم علي (ع) تنهاست... رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد : يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انا اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من ...
گذری کوتاه بر وصایای امام علی (ع) :
از خدابترسید وپیروان دنیا نگردید ، هر چه در قرآن است عمل کنید ، قبل از آنکه دیگران بر شما سبقت بگیرند .
وضو را ساده بگیر ید.
خدا را در قرآن بنگرید .
خدا را در نماز که ستون دین است بنگرید .
خدا را روزهای رمضان شاهد گیرید که روزه سپر آتش است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 2:36 بعد از ظهر توسط مهدی |
|
|
خوشــــا دمی که رسـد آرزو به حد کمــال
خوشا شبی که به عاشق رسد پیام وصال تمـام عمــر اگر بگذرد به درد فــراق چه غم ،چو قلب بود از امید مالا مال ز زندگانی هشتـــاد و چارسـاله به است شبی که ارزش آنست بیش از آن همه سال (*) دهند مژده مهمـانـی خــدای جلیــل فرشتگان، به تشرف به بارگاه جلال ز میــزبان یــگانه به بنــدگان آرنـد درود و مژده رحمت، نوید استقبال شگفت اینکه بود روزهــای مهمـــانی غذای جسم حرام و شراب روح حلال! به بزم دوست همه هرچه هست هست جمیل که تـابنــــاک بــــــود بارگـــه زنــــور جـــــــمال به گوش جان رسد از محرمان خلوت انس هــــزار پاسـخ راز عجــب بــدون ســـوال ز سرخوشی نتوان گفت چون زمان گذرد روان چگونه پرد در چنان شگفــت مجــال چنیـن بود شـب تقـدیر تا طلیعه فجـر که روشنی دمد و تیرگی رود به زوال تو ناظم ! ار به سر آمد زمـان مهمانـی بشو غبار غم از چهر خود ز اشگ زلال کسی بود به یقین رستگار در دو سرای که ماهی ازهمه سالش بود بدین منوال (*) اقتباس از آیه : لیلةالقدر خیر من الف شهر (هزار ماه مساوی است تقریبا با هشتاد و چهار سال) یعنی درک فیض یک شب قدر بهتر است از زندگانی یک عمر هشتاد و چهار ساله که در طول آن شب قدر ادراک نشود التماس دعا... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 2:33 بعد از ظهر توسط مهدی |
|
تصویری از ۳ تن از بزرگترین مراجع تقلید شیعیان جهان در عصر حاضر . و تصويري از دو مفتي كور چشم و كور دل وهابيت عربستان عكس سمت راست مفتي قبلي وهابيت عربستان بن باز است كه خدا هر دو چشمش را ازش گرفت و عكس سمت چپ عبدالعزيز بن عبدالله آل شيخ مفتي الان وهابيت است كه از يك چشم كور است . به فتواي اين دو مفتي خبيث هزاران نفر از شيعيان در كشورهاي مختلف به شهادت رسيده اند . یک حکایت زیبا از ضایع شدن بن باز در برابر استدلال زیبای مرحوم حکیم مرحوم آيه الله العظمى سيد محسن حكيم قدس سره كه مرجع شيعيان و زعيم حوزه علميه نجف بود، در سفرى كه به عربستان داشت ، در جلسه اى با « بن باز » مفتى آن روز آن كشور (كه نابينا بود) مواجه شد. بن باز، ظاهرا به ديدن آقاى حكيم رفته بود ولى در واقع قصد داشت با ايشان جدال كند و افكار وهابيگرى خود را مطرح نمايد. در اين جلسه ، بن باز، از آيه الله حكيم پرسيد: شما شيعيان چرا به ظواهر قرآن عمل نمى كنيد؟ آيه الله حكيم در جواب گفتند: اين ديدار جاى چنين صحبت هايى نيست ، بگذاريد به احوالپرسى برگزار شود. بن باز، سماجت كرده و خواستار دريافت جواب شد. آيه الله حكيم ، ناچار به بن باز گفتند: اگر قرار باشد به ظاهر قرآن تكيه كنيم و همان را معيار عمل به آن قرار دهيم ، بايد معتقد شويم كه شما به جهنم خواهيد رفت ! بن باز، با تعجب پرسيد چرا؟ آيه الله حكيم گفتند: چون قرآن مى فرمايد: و من كان فى هذه اعمى فهو فى الاخره اعمى و اضل سبيلا(؛سوره اسراء، آيه 72 ((كسى كه در اين جهان (از ديدن چهره حق ) نابينا باشد، در جهان آخرت هم نابينا و گمراه تر خواهد بود)). و شما كه از دو چشم نابينا هستيد، طبق ظاهر اين آيه بايد در آخرت هم نابينا باشيد و در زمره گمراهان كه اهل جهنمند، قرار بگيريد. بنابراين ظاهر بسيارى از آيات قرآن مقصود نيست ! بن باز گفته بود اگر قرار است حضرت علي چشمهايم را شفا دهد اصلا نمي خواهم اين چشم ها بينا شود . اين قدر بغض اهل بيت در دل اين مفتيان وهابيت هست و ببينيد خدا به چه روز آنها را انداخته . بینندگان عزیز با دیدن عکس دو مفتی عربستان چه حسی به شما دست داد نظر بدهید |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 3:17 بعد از ظهر توسط مهدی |
|
|
مهربون من : اگر برای آن به سوی تو می آیم تو ای یگانه دوست٬ دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 9:39 قبل از ظهر توسط مهدی |
|
|
خدایا کمکم کن ، درامتحانی که برام قراردادی سربلند بیرون بیام خدایا ، چقدر برام سخته به مرگ آرزوهام فکرکنم روزها وشبها دارند سپری می شوند و........... گذرزمان من رو می ترسونه خدایا شکرت که هیچ کسی نمی فهمه که درونم چقدر آشفته است که من جوابی برای این همه آشفتگی ندارم کمکم کن اگر گاهی بنده هات ناخواسته بارغم روی دلم رو سنگین می کنند وتاسعی درفراموش کردن برخی سختی ها ومشکلات رودارم ، برام یادآوری می کنند ، صبور باشم........... خدایا راه سختی درپیش دارم دست یاری به سوی هیچ بنده ای دراز نکردم که یاری گری دارم بس بزرگ وتوانا دلم نمی خواهد باعث سرافکندگی کسی باشم امتحانی که برای من قراردادی درمقابل امتحانی که برای بنده های خوب ومومنت قرارمی دهی قابل مقایسه نیست ....می دونم نباید شکایت کنم وسلاحی جز گریه ندارم کمکم کن که تقدیر وسرنوشتم روبپذیرم وباهاش کنار بیام شکرت که من هم صحبتی چون تو برای درد دلم دارم مهربونم ، قلبم رو آروم کن که تحمل سختی ها باقلبی ناآروم برام خیلی دشواره مهربونم ، قلبم رو به تو می سپارم دلم می خواد تنها باشم ، تنهای تنها کمکم کن ،خسته نشم ، کمکم کن
پروردگارا به من آرامش ده تابپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییردهم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 9:37 قبل از ظهر توسط مهدی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 9:14 قبل از ظهر توسط مهدی |
|
|
«مناظره احمدي نژاد و امام زمان(عج)»
اللهم عجل لوليک الفرج و النصر. من گمان ميکردم شما ميخواهيد مطالب اساسي رابيان کنيد. بنده به شما علاقه مندم. ولي بايد تکرار کنم که دلم ميسوزد که به شما اطلاعات غلط دادهاند. ببينيد آقاي صاحب زمان. خواهش ميکنم به اين نمودار دقت کنيد. به اين مي گويند ضريب جيني. هرچه قدر بيشتر باشد، شکاف ديني ملت بيشتر است. الان وضع ديني ملت از قبل بهتر است.. از زمان شما که خيلي بهتر است. پس براي چه شما الان ظهور کرديد؟ اين 14 قرن کجا بوديد؟ 14 قرن فساد نبود؟ غارتگري نبود؟ الان يک دفعه وضع بد شد؟ گراني شد؟ بي ديني شد؟ در اين 14 قرن گل و بلبل بود؟ براي چه 14 قرن سکوت کرديد؟ ملت که فراموش نکرده است. زمان شما ببينيد همه مناصب دست خويشاوندان يک عده اي بود. يک حلقه اي درست کرده بودند و مدام امامت را بين فرزندانشان مي چرخاندند. 4 سال پيش ما آمديم و ادعاي تقدس و هاله نور کرديم. انگار وارد حريم ممنوعه عده اي شديم. [من] نميخواهم وارد بعضي مسايل شوم.و الان ميبينيم که همه ي اينها با هم متحدند.. ما معتقديم که صحنه گردان اصلي آقاي هاشمي است. نفرماييد که ارتباطي نيست. اتفاقا ظهور شما هم جزو همان برنامه است. حتا کورش و اميرکبير هم جزو همان باندند. ملت فراموش نکرده که آقاي هاشمي کتاب در مورد اميرکبير نوشته و او را تاييد کرده. ميرحسين موسوي و سيد محمد خاتمي هم که از اقوام جنابعالي اند. خود شما هم که شال سبز پوشيده ايد. اين ها مفهومش چيه؟ هدف اين دولت خدمت به ملت است. ملت بيدار است. بحمدالله ملت ايران هسته ي شده است. نانو شده است. سلول بنيادي شده است. فضايي شده است. جام جهاني شده. المپيک شده. براي چه ميخواهيد رشد ملت را زير سوال ببريد؟ من نمي خواستم اين مسايل را باز کنم.. اما خيلي متاسف شدم وقتي اين خبر را به من دادند. براي چي شما در عاشورا از بازيگر استفاده مي کنيد؟ ملت نمي داند که ظلم هست؟ فشار هست؟ لازم بود شما بازيگر [بياوريد] که نشان بدهيد وضع ديني مردم خراب است؟ من تعجب مي کنم از شما. من شخصا علاقه مند به ورود به اين ها نبودم. قبلا هم گفته ام که ازهمه ي افتراهايي که بخود من نسبت داده شد، گذشت کردم. الان هم مي بخشم. اما ازتوهين به منافقين، توهين به انتخاب ملت نمي توانم بگذرم. ملت اين اجازه را نميدهند. شما آقاي صاحبالزمان بايد پاسخ ملت را بدهيد. اين همه پولي که در جمکران به شما داده ميشود چه شد؟ اين ها را هزينه مراسم تولد خودتان کرديد؟ همين آقاي جزايري کلي نذر کرده بود. شما پول را که مي گرفتيد نپرسيديد از کجا آمده؟ بعد سيل اتهامات است که به ملت وارد مي کنند. من همين جا اعلام ميکنم، اگر آقاي محصولي گفته که ثروتش امانت شماست که قرار است بعد از ظهور به شما بازگردانده شود، همه اش مال شما و تيم تان. با نوار و اين حرف ها که نمي شود کشور را عالمانه اداره کرد. رئيس جمهور بايد خودش کارشناس ارشد باشد. بنده دکتري ام را با شب بيداري گرفته ام. نه مثل بعضي که همزمان حکومت مي کردند هم بدون کنکور ولايت گرفتند، آن هم در5 سالگي. البته من آماده ام شما تشريف بياوريد تا من به عنوان يک شاگرد براي شما توضيح بدهم که ديپلماسي عمومي چه چيز خفني است. من فقط اين نکته را بگم و عرايضم را خاتمه بدهم. من اينجا پرونده اي دارم از دوتا خانم. اجازه دارم بگم؟ بگم؟ اين خانم ها را شما مي شناسيد. شما هميشه با اينها بوده ايد. يک زماني با خانم صغري و بعد خانم کبري. من با همين غيبت مخالفم نه قانون ,آقاي وليعصر. ******خوب عزيزان متن رو خونديد.من که حرصم در اومد.نمي دونم کساني که اين مطالب رو درست ميکنن چطور ميخوان روز قيامت جواب بدن؟ آیا دیگر ادامه این مباحث کافی نیست؟ تاکجا باید پیش رفت و تاوان داد؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 9:38 قبل از ظهر توسط مهدی |
|
دم ميزنم ز عشق و ولاي تو يا علي سر مي نهم ز صدق به پاي تو يا علي بر لوح دل به غير جمال تو نقش نيست واصل شدم به فيض لقاي تو يا علي دارد بس افتخار به شاهان تاجدار هر بنده فقير و گداي تو يا علي نامت علي و يك صد و ده هست در عدد نصفش مجيب و ذكر و دعاي تو يا علي خمسش حبيب و عشر بود اسم ذات هو برپا بود جهان ز بقاي تو يا علي كون و مكان و لوح و سماوات و عرش و فرش خلقت شدند جمله ز راي تو يا علي عرش خدا كه قلب محبان با صفاست بود از نخست منزل و جاي تو يا علي هر دم رسد به گوش دل و جان عاشقان آواي عشق و شور و نواي تو يا علي مستم ز شوق و نغمه مستانه مي زنم چون بلبلي به باغ صفاي تو يا علي منصور وار هر كه بنوشد شراب عشق واقف شود به سر خفاي تو يا علي باشد مصون ز حيله شيطان و شر نفس هر عاشقي ز لطف و وفاي تو يا علي تسبيح خوان به امر خدا تا كه شد ملك بگشود لب به مدح و ثناي تو يا علي فلك و جود غرقه ي بحر نعيم توست هستي است قطره ي ز سخاي تو يا علي مهدی قدم به حصن ولايت نهاد و گفت روشن دلم ز نور ولاي تو يا علي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 9:35 قبل از ظهر توسط مهدی |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 9:14 قبل از ظهر توسط مهدی |
|
|
در كتاب تورات حضرت موسي وكتاب زبور حضرت داود از كتب آسماني عهد عتيق كه هم اكنون در دست اهل كتاب و مورد قبول آنهاست بشارات زيادي درباره ظهور مصلح آخر الزمان آمده است. در كتاب اشعياي نبي فصل11 بند ها 1-10 آمده است: و نهالي از تنه يسي بيرون آمده شاخه اي از ريشه هايش خواهد شكفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت... مسكينان را به عدالت داوري خواهد كرد. و به جهت مظلومان زمين به راستي حكم خواهد نمود... كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند ميانش امانت. گرگ با بره سكونت خواهد نمود و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد. و گوساله وشير با هم و طفل كوچكي آنها را خواهد راند. در تمامي كوه مقدس من ضرر و فسادي نخواهند كرد زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد. در كتاب حجي نبي فصل2 بندهاي 6-9 آمده: يهوه صبايوت چنين مي گويد: يك دفعه ديگر آسمانها و زمين و دريا و خشكي را متزلزل خواهم ساخت و تمامي امت ها را متزلزل خواهم ساخت و فضيلت جمع امت ها خواهد آمد... اين خانه را از جلال خود پرخواهم ساخت. در كتاب دانيال نبي فصل 12 بندهاي 1-12 آمده است: اميد عظيمي كه براي پسران قوم تو ايستاده قائم است خواهد برخاست... بسياري از آنان كه در خاك خوابيده اند بيدار خواهند شد. در بخش سفر پيدايش تورات چنين آمده است: عصاي قدرت و سلطنت از يهود دور نخواهد شد. تا شيلو بيايد و او را اطاعت امت خواهد بود. در كتاب حبقوق نبي فصل2 بندهاي 3-5 آمده است: اگرچه تاخير نمايد برايش منتظر باش زيرا كه البته خواهد آمد و درنگ نخواهد نمود... بلكه جميع امت ها را نزد خود جمع مي كند و تمامي قوم ها را براي خويشتن فراهم مي آورد. در كتاب صفنياي نبي فصل3 بندهاي 8و9 آمده: خداوند مي گويد براي من منتظر باشيد زيرا قصه من براين است كه امت ها را جمع نمايم و ممالك را فراهم آورم و در آن زمان پاك به امت ها بازخواهم داد تا جميع اسم يهوه (خدا) را بخوانند و به يك دل او را عبادت نمايند... در 35 بخش از مزامير 150 گانه كتاب زبور داود اشاره اي به ظهور مبارك منجي موعود و نويدهايي از پيروزي صالحان بر شريران و تشكيل حكومت واحد جهاني و تبديل اديان و مذاهب مختلف به يك دين محكم وآيين جاويد موجود است. مزبور 37 بند 9-12 و17-18 : شريران منقطع مي شوند و اما منتظران خداوند وارث زمين خواهند شد بعد از اندك زماني شرير نخواهد بود و حليمان وارث زمين خواهند شد... و ميراث آنان خواهد بود تا ابدالاباد. مزبور72 بندهاي 2و4و7و8: و او قوم تو را به عدالت داوري خواهد نمود و مساكين تورا انصاف و فرزندان فقيد را نجات خواهد داد و ظالمان را زبون خواهد ساخت. در زمان او صالحان خواهند شكفت و وفور سلامتي خواهد بود و حكم راني خواهد كرد از دريا تا دريا و از نهر تا اقصاي جهان. مزبور 72 بندهاي 11-13 : جميع سلاطين او را تعظيم خواهند كرد و جميع امت ها او را بندگي خواهند نمود. زيرا چون مسكين استغاثه كند او را رهايي بخشد و جانهاي مساكين را نجات خواهد داد. مزبور 72 بندهاي 17و19: اسم او تا ابد بماند اسمش چون آفتاب باقي بماند در او مردمان بركت خواهند يافت و تمامي قبايل او را خجسته خواهند گفت و نام مجيد او تا ابد مبارك باد وتمامي زمين از جلالش پر شود.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم مرداد 1388ساعت 6:40 بعد از ظهر توسط مهدی |
|
|
در جاي جاي كتابهاي اناجيل چهارگانه( متي مرقس لوقا و يوحنا) بشارت مختلفي پيرامون منجي موعود و خصوصياتش آمده است به خصوص بخش مكاشفه يوحنا كه تصويري از آينده و وقايع آخرالزمان را ارائه مي دهد كه هم اكنون سرلوحه برنامه ريزي هاي فرهنگي سياسي اجتماعي و... برخي كشورهاي مسيحي شده است. حضرت مسيح در آخرين روزهاي زندگي خويش به ياران و شاگردان خود توصيه ها و سفارش هاي بسياري درباره بازگشت خود به زمين نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بيداري وآمادگي نموده است. انجيل لوقا فصل2 بندهاي 35-36: كمرهاي خود را بسته چراغهاي خود را افروخته بداريد و شما مانند كسي باشيد كه انتظار آقاي خود را مي كشند كه چه وقت از عروسي مراجعت كند تا هر وقت آيد و در را بكوبد بي درنگ براي او باز كنند پس شما نيز مستعد باشيد زيرا در ساعتي كه گمان نمي بريد پسر انسان مي آيد. انجيل متي فصل 24 بندهاي 27و30و35و36و45: همچنان كه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر مي شود پسر انسان نيز چنين خواهد بود. آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پديد گردد و در آن وقت جميع طوايف زمين سينه زني كنند و پسر انسان را ببينند كه بر ابرهاي آسمان با قوت و جلال عظيم مي آيد. آسمان و زمين زايل خواهد شد اما سخن من هرگز زايل نخواهد شد. اما ازآن ساعت و روز هيچكس اطلاع ندارد حتي ملائكه آسمان. لهذا شما نيز حاضر باشيد زيرا در ساعتي گمان نبريد پسر انسان مي آيد. انجيل مرقس فصل 13 بندهاي 24-36: از آن روز و ساعت غير از پدر هيچكس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم پس بر حذر و بيدار شده دعا كنيد زيرا نمي دانيد آن وقت كي شود... پس بيدار باشيد زيرا نمي دانيد در چه وقت صاحب خانه مي آيد در شام يا نصف شب يا بانگ خروس يا صبح مبادا ناگهان آمده و شما را خفته يابد. انجيل يوحنا فصل 12 بندهاي 27-29: و به او قدرت بخشيده است كه داوري هم بكند. زيرا پسر انسان است و از اين تعجب مكنيد زيرا ساعتي مي آيد كه در آن جميع كساني كه در قبور هستند آواز او را خواهند شنيد و بيرون خواهند آمد هركه اعمال نيكو كرد براي قيامت حيات و هركه اعمال بد كرد به جهت قيامت داوري. انجيل يوحنا فصل 12 بندهاي 1-5: و علامتي عظيم در آسمان ظاهر شد زني كه آفتاب را در بر دارد ماه زير پاهايش و برسرش تاجي از دوازده ستاره است و آبستن بوده از درد ناله و از عذاب زاييدن فرياد بر مي آورد... پس پسر نرينه را زاييد امتها را به عصاي آهنين حكم راني خواهد كرد و فرزندش به نزد خدا وتخت او ربوده شد... رساله پولس به روميان فصل 15 بند12: و آنكه براي حكم راني امت ها مبعوث شود اميد امت ها بروي خواهد بود. كتاب اعمال رسولان فصل 1 بندهاي 9-11: همين عيسي كه از نزد شما به آسمان بالا برده شد بازخواهد آمد به همان طوري كه او را به سوي آسمان روانه ديديد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم مرداد 1388ساعت 6:39 بعد از ظهر توسط مهدی |
|
کی شود تلالو وجودش دنیا را فرا گیرد؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 5:55 بعد از ظهر توسط مهدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|
n="center">كدهای جاوا وبلاگ